دل من داند و من دانم و دل دند و من

دوست دارم



قلبها شکستنی نیست








اینجا وادی عشق است اینجا کویر است و
ما تشنگانیم اینجا دردی کشان از عشق گذشتند
اینجا نسیم سرگردان عشق است ،اینجا هر چه از دل می تراود
عشق
است هرچه در دل ماند اگرچه عشق است ، حرام است .سیب بهشتخوردن از عشق بود هرچه از عشق نباشد خرام است آن وضو گر از عشق نباشد هر چند
از آب پاک است بر ما حرام است. در عالم مستی می دانی که نیستی مست باش که اینجا بودن
حرام است. آن ناله که از ساز برون می زند گر از عشق نباشد حرام است ، بلند پروازی نسیم از افتادگی سرو
است. این نسیم هرچه باشد برما حرام است. نسیم عشق بی عشق شد ،انکه شد بی عشق بر ما حرام است. ای نسیم
بحر زیدن عاشق شو که بی عشق وزیدن بر ما حرام است ،ای نسیم فرو کش کن که بی عشق بودن حرام است.یا نسیم عشق باش یا
بودنست حرام است. ما راویان عشقیم گر چه هیچ نداریم،آنچه داریم دل است هر چند بر ما عاشقان حرام است . ای عاشقان بیدار شوید اینجا نسیم
بد شد، عشق ماند
نسیم عشق افسانه شد افسانه .......!!!!

اگه به زور روزگار از زندگیت میرم کنار میرم که ثابت بکنم عاشقتم دیوونه وار
تو گریه های زار زار سپرئمت به رزگار این از خودم گذشتن و پای خاطر خواهیم بگذار
خیال نکن که خواستمه این اونکه می خواستمت به قبله محمدی این یکی حرف راستمه
می خوای واست همین وسط داد بزنم با تار زلفهات دلم و دار بزنم
پیش همه خلق خدا زار بزنم گریه کنون سر توی دیوار بزنم
بعد یه عمر آزگار یه عاشقی تو روزگار از عشق تونست که بگذره بدون باختن تو قمار

عشق فرمان داده که به تو فکر کنم
روز و شب زیر لبم اسم تورو ذکر کنم
دوستم داشته باش من به آن می ارزم که به من تکیه کنی
گل اطمینان را تو به من هدیه کنی
من به آن می ارزم که در این قربانگاه تو به دادم برسی
تو نجاتم بدهی از غم بی هم نفسی
تو به آن می ارزی که گریه بارانم را به تو تقدیم کنم
تو به ان می ارزی که اسیر تو شوم
و به یمن نفست آنقدر زنده بمانم تا که پیر تو شوم
تو به آن می ارزی که گریه بارانم را به تو تقدیم کنم
