تبليغاتX
مسیحا
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من

دل من داند و من دانم و دل دند و من

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 22:2  توسط فرزام  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت 23:28  توسط فرزام  | 

دوست دارم
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت 23:24  توسط فرزام  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت 23:21  توسط فرزام  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت 23:19  توسط فرزام  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت 23:18  توسط فرزام  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت 23:16  توسط فرزام  | 

قلبها شکستنی نیست

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 11:36  توسط فرزام  | 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 11:33  توسط فرزام  | 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 11:30  توسط فرزام  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 13:51  توسط فرزام  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 13:49  توسط فرزام  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 13:45  توسط فرزام  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 13:41  توسط فرزام  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 13:37  توسط فرزام  | 

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 22:29  توسط فرزام  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 23:58  توسط فرزام  | 

 

اینجا وادی عشق است اینجا کویر است و

ما تشنگانیم اینجا دردی کشان از عشق گذشتند

اینجا نسیم سرگردان عشق است ،اینجا هر چه از دل می تراود

عشق است هرچه در دل ماند اگرچه عشق است ، حرام است .سیب بهشت

خوردن از عشق بود هرچه از عشق نباشد خرام است آن وضو گر از عشق نباشد هر چند

از آب پاک است بر ما حرام است. در عالم مستی می دانی که نیستی مست باش که اینجا بودن

حرام است. آن ناله که از ساز برون می زند گر از عشق نباشد حرام است ، بلند پروازی نسیم از افتادگی سرو

است. این نسیم هرچه باشد برما حرام است. نسیم عشق بی عشق شد ،انکه شد بی عشق بر ما حرام است. ای نسیم

بحر زیدن عاشق شو که بی عشق وزیدن بر ما حرام است ،ای نسیم فرو کش کن که بی عشق بودن حرام است.یا نسیم عشق باش یا

بودنست حرام است. ما راویان عشقیم گر چه هیچ نداریم،آنچه داریم دل است هر چند بر ما عاشقان حرام است . ای عاشقان بیدار شوید اینجا نسیم

بد شد، عشق ماند

نسیم عشق افسانه شد افسانه .......!!!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 23:49  توسط فرزام  | 

اگه به زور روزگار از زندگیت میرم کنار میرم که ثابت بکنم عاشقتم دیوونه وار

تو گریه های زار زار سپرئمت به رزگار این از خودم گذشتن و پای خاطر خواهیم بگذار

خیال نکن که خواستمه این اونکه می خواستمت به قبله محمدی این یکی حرف راستمه

می خوای واست همین وسط داد بزنم با تار زلفهات دلم و دار بزنم

پیش همه خلق خدا زار بزنم گریه کنون سر توی دیوار بزنم

بعد یه عمر آزگار یه عاشقی تو روزگار از عشق تونست که بگذره بدون باختن تو قمار

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 23:46  توسط فرزام  | 

عشق فرمان داده که به تو فکر کنم

روز و شب زیر لبم اسم تورو ذکر کنم

دوستم داشته باش من به آن می ارزم که به من تکیه کنی

گل اطمینان را تو به من هدیه کنی

من به آن می ارزم که در این قربانگاه تو به دادم برسی

تو نجاتم بدهی از غم بی هم نفسی

تو به آن می ارزی که گریه بارانم را به تو تقدیم کنم

تو به ان می ارزی که اسیر تو شوم

و به یمن نفست آنقدر زنده بمانم تا که پیر تو شوم

تو به آن می ارزی که گریه بارانم را به تو تقدیم کنم

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 23:41  توسط فرزام  |